أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

96

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

و شعور و احساسات مردم را در راه زنده نگاه داشتن « مليت » كه بعداً « استقلال » ناميده شد ، برانگيخت ، تا جايى كه اگر بگوييم اين جريان ، اولين شراره‌اى بود كه در شرق براى تحريك حسّ نفرت از حكومت بيگانه برافروخته شد ، دور نرفته‌ايم . اين روزنامه درباره « جامعه اسلامى » و روابط شرقى و مسأله مصرى و سودانى و هندى ، مقاله نشر مىداد و همه اين معانى را با روح حماسى و تهييج مىنوشت و به همه مسائل در پرتو سياست بين‌الملل عمومى ، مىنگريست و همه ملّت‌ها و اقوام را تحريك مىكرد و احساساتشان را برمىانگيخت و به همه دولت‌ها ضرر و زيان استعمار مشرق زمين و اين گونه مسائل را ، اعلام مىنمود . آن روزها ، نه حكومت‌هاى بيگانه و نه حكومت‌هاى محلى ، و نه ملّت‌ها ، هيچ يك تحت تأثير اين تبليغات قرار نمىگرفتند و فقط عده كمى از روشن‌فكران ، در نواحى مختلف شرق تحت تأثير قرار مىگرفتند كه بعداً براى حركت‌هاى ملى و وطنى ، اين تبليغات در حكم هسته‌هاى نخستين تلقى شدند . به هر حال روزنامه تعطيل شد ! و رشتهء ارتباط هيأت تحريريه با ملت‌هاى مسلمان جهان گسيخته گرديد . « شيخ محمد عبده » و « ميرزا باقر » به « بيروت » رفتند و سيّد جمال‌الدين به دعوت « ناصرالدين شاه » به « ايران » رفت ، پس از ورود وى به « تهران » مورد نوازش شاه و علما و امرا قرار گرفت ، ولى طولى نكشيد كه حسادت در ذهن شاه راه يافت و به او بىاعتنايى كرد . . .